من، نه!! او ...

خود در آ ور دی ...

خود در آ ور دی ...

۱۲ مطلب در اسفند ۱۳۹۵ ثبت شده است

قهرم

با همه

حتی تو


خسته م

از همه

حتی تو


+ غم هایِ مرده در دلِ ما زنده کرد هجر/ گویا شبِ فراقِ تو روزِ قیامت است (فصیحی هروی)

++ ولادت بی بی دوعالم، تبریک و تهنیت...

+++ عنوان از انوری

۵ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۹۵ ، ۰۵:۳۴
چشم به راهم ...
یادم باشه دفعه ی بعدی که رفتم امامزاده ای، جایی!
نه سلام بدم، نه خداحافظ... نه خسته نباشید بگم، نه خدا قوت... فقط به یه لبخند ساده اکتفا کنم!

+ شده ست حال تو را تا غریبه می پرسد/ فقط سکوت کنی، در جواب گریه کنی؟ (سید سعید صاحب علم)
++چطور شد که، اینطور شد!؟

۷ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۲۵ اسفند ۹۵ ، ۲۰:۰۱
چشم به راهم ...

تو را

برای خودم

آرزو دارم


+ به قول شاعر: تو آرزوی بلندی و دست من کوتاه....

۷ نظر موافقین ۱۱ مخالفین ۰ ۲۲ اسفند ۹۵ ، ۱۹:۳۸
چشم به راهم ...
یک عده هم هستن...جواب رو می دونن! ولی باز می پرسن!!!
با اینها مثل اونهایی رفتار کنید که، دمپاییِ دستشویی رو خیس می کنن
یعنی بزنید تو دهنشون :|

+ به قول شاعر با شعور که می فرماید: چو دانی و پرسی سوالت خطاست
۶ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۱۸ اسفند ۹۵ ، ۲۰:۳۳
چشم به راهم ...

رفته بودم امامزاده برای نماز جماعت(!)، بعد از تموم شدن نماز، فرد کناری (که بعدا متوجه شدیم مسئول خادمین آستان است) با لبخند گفت: نمیای اینجا خادم بشی؟ گفتم: جا خوردم........! چرا نمیام :) گفت: فلان روز و فلان ساعت، فلان جا!


Image result for ‫چهار انبیا قزوین‬‎


+ اینکه بری و بگی: من می خوام خادم بشم، خیلی فرق داره، با اینکه بیان و بگن: بیا خادم شو. مگه نه؟

++ شاعر بزرگوار می فرماید: چگونه نذر تو باشم، امامزاده ی من؟

۲۱ نظر موافقین ۱۲ مخالفین ۰ ۱۸ اسفند ۹۵ ، ۱۴:۲۸
چشم به راهم ...

آقای محترم!

حانمِ خونه با شما قهر می کنه، برای اینکه:

بری سمتش!

توجه کنی بهش!

نه اینکه بذاری و بری و بگی: ولش!


+ تو ماهی و من ماهیِ این برکه ی کاشی / اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی (علیرضا بدیع)


۹ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۱۷ اسفند ۹۵ ، ۱۰:۴۰
چشم به راهم ...

رفته بود خواستگاری... وقتی صحبت های اولیه با دختر خانم تموم شد، وقتی داشت از اتاق میومد بیرون، انگشتر عقیقشُ از دست راستش در آورد! هم زمان که بلند می شد، گفت: این طوری خیالم راحت تره...


+ شاعر می فرماید: انگشترم، انگشترت را دوست دارد... بعله :)

۱۱ نظر موافقین ۷ مخالفین ۱ ۱۵ اسفند ۹۵ ، ۱۸:۰۲
چشم به راهم ...
گفتم: چرا اینطوری می کنی؟
گفت: چطوری؟

با اخم گفتم: همین طوری! چرا اذیت می کنی؟

با خنده ی شیطنت آمیزی گفت: ببین! یه چیزی میگم، ولی پر رو نشو!
گفتم: بفرما

ذول زد تو چشم هام و گفت: اذیت می کنم که، اخم کنی! وقتی اخم می کنی، خوشگل تر میشی...


+ چشم و ابروی خشن از بس که می آید به تو / گاه انسان عاشق نا مهربانی می شود (سید سعید صاحب علم)
۱۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۳ اسفند ۹۵ ، ۲۱:۰۹
چشم به راهم ...
ما و در، می شویم مادر...

+ به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد/ که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد (فاضل نظری)
۴ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۱۲ اسفند ۹۵ ، ۰۹:۵۳
چشم به راهم ...

بر طبق آمار ارائه شده در سایت، اینجانب بیش از 300 بازدید کننده(!) در روز متحمل میشوم...

پس کو نظر؟



۱۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۱ ۰۹ اسفند ۹۵ ، ۱۳:۳۵
چشم به راهم ...

میگه: نماز جمعه را این ها خودشون اختراع کردن!

اون یکی میگه: می خوان تبلیغات کنن دیگه...


+ تا این حد بوق... تا این حد بوووووق :|

++ السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْوَلِیُّ النَّاصِحُ...

۶ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۵ ، ۱۳:۰۸
چشم به راهم ...
- چیزی خریدی؟
+ برای چی؟

 - عید نیست مگه؟
+ نه :|

+ بی تو به سامان نرسم، ای سر و سامان همه تو / ای به تو زنده همه من، ای به تنم جان همه تو (حسین منزوی)
۶ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۰۵ اسفند ۹۵ ، ۲۰:۰۱
چشم به راهم ...